مصطفى بن محمد هادى خوئى

121

شرح دعاى صباح ( فارسى )

مصباح و از حضرت رسالت پناه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - يا از جناب ولايت پناهى وارد است كه فرمود : « من عرف نفسه فقد عرف ربّه . » يعنى : هر كس بشناسد نفس خود را پس بدرستى كه شناخته است ربّ خود را . و از براى اين حديث شريف ، چهار معناى صحيح و توجيه لطيف است . اوّل آنكه هر كس بشناسد نفس خود را كه يكى است و مدبّر بدن اوست ، و حركت و سكون و خواهش و اراده منوط به اوست ، و پيش از بدن بود و بعد از فناى بدن باقى است ، و جسم و جسمانى نيست و بدنى نيست ، و مجهول الكنه است ، و علاقه و تعلّق به بدن دارد ، و كيفيّت علاقه و ربط او معلوم نيست ، و كيفيّت اين تعلّق ، مجهول است ، پس بدرستى كه شناخته است ربّ خود را كه او هم يكى است ، و مدبّر عالم است ، و پيش از عالم بوده ، و بعد از فناى عالم باقى است ، و جسمانى و جسم نيست ، و مجهول الكنه است ، و به هيچ وجه به عالم و عالميان شباهت ندارد : لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ « 1 » و قيّوم و مدبّر و حافظ عالم است ، و هيچ مشيّت و اراده و حركت و سكون بى آن نمىشود و كيفيّت تعلّق و تدبير آن جناب مر عالم و عالميان را معلوم نيست و از اشياء خلو نيست ، و حول و قوّه نيست مگر به او ، و داخل در عالم كبير و خارج از آن نيست ، و احتياج به آن ندارد ، و از همه چيز نزديكتر است به عالم ، كما قال اللّه تعالى : وَ نَحْنُ اقْرَبُ الَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ « 2 » و قريب است در عين بعد و بعيد است در عين قرب . يار نزديكتر از من به من است * وين عجبتر كه من از وى دورم با كه اين نكته توان گفت كه او * در كنار من و من مهجورم پس نفى آيتى است از آيات معرفت خداى - جلّ جلاله و عمّ نواله .

--> ( 1 ) الشورى : 11 . ( 2 ) ق : 16 .